فاطمیه نزدیک است
چنانکه دست گدايي شبانه مي لرزد
دلم براي تو اي بي نشانه مي لرزد
هنوز کوچه به کوچه ،حکايت از مردي ست
که دستِ بسته ي او عاشقانه مي لرزد
چه رفته است به ديوار و در که تا امروز
به نام تو در و ديوار خانه مي لرزد
چه ديده در که پياپي به سينه مي کوبد؟
چه کرده شعله که با هر زبانه مي لرزد؟
هنوز از آنچه گذشته است بر در و ديوار
به خانه چند دلِ کودکانه مي لرزد
دگر نشان مزار تو را نخواهم خواست
که در جواب، زمين و زمانه مي لرزد
ز من شکيب مجو ، کوه صبر اگر باشم
همين که نام تو آرند شانه مي لرزد
شاعر:میلاد عرفان پور
+ نوشته شده در جمعه ۲۴ اردیبهشت ۱۳۸۹ ساعت 9 توسط آ.احمدیان(سلولی مولکولی 87)
|
امام خامنه ای(مد ظله العالی):