فقر ...


ميخواهم بگويم فقر همه جا سر ميكشد ...
فقر ، گرسنگي نيست ، عرياني هم نيست ...
فقر ، چيزي را " نداشتن " است،ولي آن چيز پول نيست،طلا و غذا نيست ...
فقر ، همان گرد و خاكي است كه بر كتابهاي فروش نرفته يك كتابفروشي مي نشيند ...
فقر ، تيغه هاي برنده ماشين بازيافت است  كه روزنامه هاي برگشتي را خرد ميكند ...
فقر ، كتيبه سه هزار ساله اي است كه روي آن يادگاري نوشته اند ...
فقر ، پوست موزي است كه از پنجره يك اتومبيل به خيابان انداخته ميشود ...
فقر ، همه جا سر ميكشد ...
فقر ، شب را " بي غذا " سر كردن نيست ...
فقر ، روز را " بي انديشه" سر كردن است ...

دکتر شریعتی

اگر تنهاترین تنهاها شوم باز خدا هست.

او جانشین همه نداشتن هاست.

نفرین و آفرین ها بی ثمر است.

اگر تمامی خلق گرگ های هار شوند...

 و از آسمان هول و کینه بر سرم بارد...

 "تو"تنهای مهربان و جاوید و آسیب ناپذیر من هستی.

ای پناهگاه ابدی !

تو میتوانی جانشین همه بی پناهی ها شوی...

دکتر شریعتی

ثبت نام اردوی راهیان نور آغاز شد....

ثبت نام اردوی راهیان نور ۹۱ دانشگاه فردوسی آغاز شد....

اسامي قطعی اردوي راهیان نور دانشگاه فردوسی سال 1390اعلام شد

زمان ثبت نام: "۱۳ تا ۲۲ دی"

تاریخ قرعه کشی: " ۲۳ دی"

جهت ثبت نام به پورتال خود مراجعه کنید.

برگزاری اردو در تعطیلات بین دو ترم خواهد بود.

فرارسیدن تاسوعا و عاشورای حسینی تسلیت باد...

 

باز باران با ترانه
ميخورد بر بام خانه
يادم آمد كربلا را،
دشت پرشور و بلا را،
گردش يك ظهر غمگين،
گرم و خونين،
لرزش طفلان نالان،
زير تيغ و نيزه ها را،
با صدای گريه های كودكانه
وندرين صحرای سوزان،
ميدود طفلی سه ساله
پر زناله ، دلشكسته ، پای خسته
باز باران ، قطره قطره،
ميچكد از چوب محمل،
آخ باران
کی بباری برتن عطشان یاران
ترکنند از آن گلو را
آخ باران ...

آخ باران...

به لبهایت بگو چیزی نگویی
نفهمند که چقدر تشنه گلویی
دگر من تشنگی را دوست دارم
اگر که آب یعنی بی عمویی . . .

نفس نیزه و شمشیر و سپر بند آمد...

 

ناگهان قلب حرم وا شد و یک مرد جوان

مثل تیری که رها می شود از دست کمان

خسته از ماندن و آماده رفتن شده بود

بعد یک عمر رها از قفس تن شده بود

مست از کام پدر بود و لبش سوخته بود

مست می آمد و رخساره برافروخته بود

روح او از همه دل کنده ، به او دل بسته

بر تنش دست یدالله حمایل بسته

بی خود از خود ، به خدا با دل و جان می آمد

زیر شمشیر غمش رقص کنان می آمد

یاعلی گفت که بر پا بکند محشر را

آمده باز هم از جا بکند خیبر را

آمد ، آمد به تماشا بکشد دیدن را

معنی جمله در پوست نگنجیدن را

بی امان دور خدا مرد جوان می چرخید

زیرپایش همه کون و مکان می چرخید

بارها از دل شب یک تنه بیرون آمد

رفت از میسره از میمنه بیرون آمد

آن طرف محو تماشای علی حضرت ماه

گفت:لاحول ولاقوه الابالله

مست از کام پدر، زاده لیلا ، مجنون

به تماشای جنونش همه دنیا مجنون

آه در مثنوی ام آینه حیرت زده است

بیت در بیت خدا واژه به وجد آمده است

رفتی از خویش ، که از خویش به وحدت برسی

پسرم! چند قدم مانده به بعثت برسی

نفس نیزه و شمشیر و سپر بند آمد

به تماشای نبرد تو خداوند آمد

با همان حکم که قرآن خدا جان من است

آیه در آیه رجزهای تو قرآن من است

ناگهان گرد و غبار خطر آرام نشست

دیدمت خرم و خندان قدح باده به دست

آه آیینه در آیینه عجب تصویری

داری از دست خودت جام بلا می گیری

زخم ها با تو چه کردند ؟جوان تر شده ای

به خدا بیش تر از پیش پیمبر شده ای

پدرت آمده در سینه تلاطم دارد

از لبت خواهش یک جرعه تبسم دارد

غرق خون هستی و برخواسته آه از بابا

آه ، لب واکن و انگور بخواه از بابا*

گوش کن خواهرم از سمت حرم می آید

با فغان پسرم وا پسرم می آید

باز هم عطر گل یاس به گیسو داری

ولی اینبارچرا دست به پهلو داری؟!

کربلا کوچه ندارد همه جایش دشت است

یاس در یاس مگر مادر من برگشته است؟!

مثل آیینهء در خاک مکدر شده ای

چشم من تار شده ؟یا تو مکرر شده ای؟!

من تو را در همه کرب و بلا می بینم

هر کجا می نگرم جسم تو را می بینم

ارباْ اربا شده چون برگ خزان می ریزی

کاش می شد که تو با معجزه ای برخیزی

مانده ام خیره به جسمت که چه راهی دارم

باید انگار تو را روی عبا بگذارم

باید انگار تو را بین عبایم ببرم

تا که شش گوشه شود با تو ضریحم پسرم...

شعر از حمیدرضا برقعی


*روزی در کودکی حضرت علی اکبر(ع) از پدر انگور خواستند و البته فصل این میوه نبود امام دست در ستون مسجد بردند، و با معجزه ای خوشه انگوری به فرزند خود دادند و فرمودند:خدا آن روز را نیاورد که تو از من چیزی بخواهی و من ... 

در آستانه 13 آبان انجام شد؛

ادامه نوشته

عید ولایت مبارک!

بخشی از خطبه ی غدیر

من آنچه مامور به ابلاغش بودم رساندم تا حجت باشد بر حاضر و غایب و بر همه ی

کسانی که حضور دارند یا ندارند، به دنیا آمده اند یا نیامده اند. پس حاضران به غایبان و

پدران به فرزندان تا روز قیامت برسانند.

ادامه نوشته

تکیه بر کعبه بزن ، کعبه تحمل دارد

 

جمعه ها طبع من احساس تغزل دارد

 ناخودآگاه به سمت تو تمایل دارد


بی تو چندیست که در کار زمین حیرانم

 مانده ام بی تو چرا باغچه ام گل دارد


شاید این باغچه ده قرن به استقبالت

 فرش گسترده و در دست گلایل دارد


تا به کی یکسره یکریز نباشی شب و روز

ماه مخفی شدنش نیز تعادل دارد


کودکی فال فروش است و به عشقت هر روز

 می خرم از پسرک هر چه تفال دارد


یازده پله زمین رفت به سمت ملکوت

 یک قدم مانده زمین شوق تکامل دارد


هیچ سنگی نشود سنگ صبورت ، تنها

 تکیه بر کعبه بزن ، کعبه تحمل دارد


 شعراز حمید رضا برقعی

    

چند نکته مهم در سخنان مقام معظم رهبری در تاریخ 10/8/91 :

·         از جمله نشانه های استحکام و قوت نظام اسلامی و زنده بودن انقلاب،‌ نسل جوانی است که حوادث انقلاب، دوران دفاع مقدس و امام بزرگوار را ندیده است اما با همان انگیزه و عزم و ایمان نسل جوانی که انقلاب را بوجود آورد، در صحنه های مختلف کار و تلاش و علم و فناوری حضور دارد.

 

·         آمریکا ادعا میکند که ثروتمندترین ملت و دولت دنیا است اما زمامداران آمریکا، وضعیت ملت این کشورِ دارای منابع گسترده طبیعی و انسانی را به جایی رسانده اند که امروز مقروض ترین ملت دنیا، ملت آمریکا است.

 

 

·         جنبش 99 درصدی در آمریکا در شرایطی شکل گرفته است که مردم آمریکا از بسیاری از حقایق مطلع نیستند و اگر دولت آمریکا اجازه اطلاع از حقایق را بدهد، این جنبش قطعاً بسیار فراگیرتر خواهد شد.

 

·         در چالش بین ایران و آمریکا، همواره باید مراقب طرف مقابل بود و لحظه ای از او غفلت نکرد زیرا اگر دچار راحت طلبی و غفلت شویم شکست میخوریم.

·         یکی از موارد مضرّ، اختلاف میان مسئولان و بدتر از آن کشاندن اختلاف به میان مردم است.

 

·         همه باید متوجه مسئولیت خود و شرایط حساس کنونی باشند.

 

 

·         از امروز تا روز انتخابات، هرکسی که بخواهد اختلاف ها را به میان مردم بکشاند و از احساسات آنها در جهت اختلافات استفاده کند،‌ قطعاً به کشور خیانت کرده است.

 

·         اگر مضمون واقعی حادثه غدیر، بدرستی تبیین شود، این موضوع می تواند وحدت آفرین باشد.

به بهانه سومین سالگرد

ادامه نوشته