
ولايت علي مربوط به امروز نيست. پيشينه اي به درازاي خلقت دارد. علي امروز ولي نشد، از آغاز ولي بود كه اگر ولي نبود، زمين و زمان نبود. مگر خدا نگفت :" يا محمد، اگر تو نبودي ، آسمان ها و زمين را به وجود نمي آوردم. اگر علي نبود ، تو را خلق نمي كردم و اگر فاطمه نبود، هيچ كدام از شما را نمي آفريدم."
و مگر محمد و علي و فاطمه جدا از همند؟! والله يكي اند.
پس اگر ولايت علي نبود ، هستي جاي خود نبود ، افلاك بر مدار خود نمي چرخيدند و ملك و ملكوت دگرگون مي شد.
اين جاذبه ولايت علي است كه هر چيزي را سامان مي بخشد .
علي از ازل ، ولي بود اما چشمان همه بينا به ولايتش نبود. بايد اين ولايت ابراز مي شد تا حجت بر همگان تمام شود . و همه بدانند كه آب حيات چيزي جز ولايت علي نيست .
ولايت علي اعلام شد.
تك تك با بهانه خلقت پيمان بستند و عهد الستشان را محكم كردند ؛ شاد شدند و هنيئا لك به او گفتند؛ اميريش را ستودند؛ شايسته اش دانستند و ...
و كاش اين جماعت يك رو داشتند . كاش دوباره " كمثل الحمار " نمي شدند . كاش ايمانشان چون خانه عنكبوت " اوهن البيوت" نبود . كاش...
تاريخ تكرار مي شود و من يقين دارم كه هرجا اصحاب سقيفه باشند ، علي سال ها غريب در خانه زنداني مي شود . هرجا مغيره باشد ، فاطمه بين در و ديوار مي ماند . هرجا مكر معاويه باشد ، جگر حسن خواهد سوخت و هر جا فتنه يزيد برپا شود ، سر حسين بالاي نيزه خواهد رفت . مگر به يك شرط...
مگر به اين شرط كه ولايتمداران قليل نباشند .
تاريخ تكرار مي شود و برايمان عبرت به ارمغان مي آورد . و كاش همه اين هديه را از تاريخ مي پذيرفتند. كاش پنبه از گوش برخي در مي آمد و چشمشان باز مي شد.
كاش نهروان بر وجودشان تلنگر مي زد . همان ها كه آن جا در حضور قرآن ناطق به پاره هايي از قرآن متمسك شدند – كه نه ريسمان محكم الهي ،كه طناب سست شيطان بود - اين جا نيز خطا كردند . و يادشان رفته بود كه :
عبادت بي ولايت حقه بازي است
اساس مسجدش بتخانه سازي است
آن ها اين بار نيز از علي تنها نام و رنگ و قبايش را به ارث بردند و حال آنكه ما سيدي داشتيم از تبار آسمان كه نه تنها در نام و رنگ و قبا علوي است ؛ كه علي خلق و علي خو و علي روست . و افسوس كه باز هم آن ها " لا يعقلون " شدند و نفهميدند:
نمي خواهند نادانان بفهمند وضوي بي ولايت آب بازي است
زخم سرباز كرد . فتنه برپا شد و تاريخ تكرار و درد آغاز...
واين بار مردماني مرهم هميشگي را روي زخم نهادند : ولايت و بس.
فتنه سركوب شد و در تاريخ ماند.
و واي بر آنان كه اين بار نيز عبرت نگيرند .
و اكنون ما مثل هميشه به ولايتش مي باليم و بر آن عهديم كه تا پاي جان بر سر پيمانمان باشيم . خدا غير ازين را بر سرمان نياورد.
خوبان به خاطر اين تلخ كامي ها حلالم كنيد اما مگر شيريني پس از تلخي بهتر حس نمي شود؟
كلام تلخم رو چشيديد حالا كامتون رو به ولايت علي شيرين كنيد .
خصوصا شما پيروان ولايت كه اين شيريني رو بيشتر حس مي كنيد .
شراب طهوري از پيمانه علوي گواراي وجودتون .
هنيئا لك...
آسمان خنديد و باراني شديم موج زد دريا و طوفاني شديم
بغض چندين ساله ما باز شد ياعلي گفتيم و عشق آغاز شد