عجیب نیست ؟ یا .
در تفکر سکولار مهم نیست که خدایی هست یا نیست اگر شما اعتقاد به خدا داری خب مختاری چون یه چیز شخصیه مهم اینه که خدا رو وارد اجنماع نکنی یعنی این جهان یا خالقی نداره یا اگه داره به معنای تدبیر کننده در عالم نیست . کی این عالم رو اداره میکنه ؟ خدا که کاری به اجتماع و تدبیر در عالم نداره (اگرم هست یه چیز شخصیه)پس ما انسانها خودمون باید به فکر خودمون باشیم همه قوانینو خودمون مینویسیم و خودمون به خودمون حکومت میکنیم چون خدا که به فکر ما نیست به این میگن انسان محوری یا اومانیسم یعنی انسان در محور همه امور قرار میگیرد.
این تفکر به همین جا ختم نمیشه و سر درازی داره فقط به یه کوچیکش در علم اشاره میکنم
علم چیه ؟ چیزی که انسان بتونه حس کنه یا تجربه کنه یعنی فقط علوم تجربی جزء علومند و چیزای غیر تجربی غیر علمی اند مثلا قرآن. حتی این انسان محوری تا جایی پیش میره که بعضی جاها مقدم بر تجربه شده مثل اثر نابهنجار زیمن توی فیزیک . چرا این اثر که به صورت تجربی دیده شده نابهنجار بود ؟ چون با استدلال علمی آقای زیمن مخالف بود
توی این تفکر چه چیز تجربی عجیبه ؟ هرچیزی که با این طبیعطتی که انسان میشناسه مخالف باشه و میگن اون پدیده رفتار غیر طبیعی داره . چون خدایی نیست که الان بخواد توی این عالم دست ببره و طبیعته که رفتار همه چی رو مشخص میکنه و هر چی مخالف اون باشه عجیبه و هر چی هم موافقش باشه عادیه
مثلا یه روز توی اخبار به عنوان یه خبر عجیب و غریب گفت از یه بوته ی سیب زمینی گوجه درومده. چرا این باید عجیب باشه چون خلاف طبیعته. در صورتی که درومدن گوجه از بوته ی سیب زمینی همون قدر عجیبه که درومدن سیب زمینی از بوته ی سیب زمینی .یعنی همون کسی که تا دیروز از بوته ی سیب زمینی سیب زمینی در میاورد امروز گوجه درمیاره . اگه این همه پدیده در عالم برامون عادی شده پس این رفتارهای به نظر غیر عادی هم باید برامون عادی باشه و یا اینکه همه چیز عجیب باشه
این همه چیز عجیب توی این عالم : به نظر شما عجیب نیست از یه گیاه که پاش آب میریزید از دل این خاکی که حتی یه ذره شم نمیشه خورد چیزایی در میاد پاکیزه و تمیز و موافق طبع آدمی و خوشمزه و موافق دهان و دندان و معده و روده و خلاصه تمام بدن این آدم ضعیف(از وسایلی که اطرافتون هست کدوماشو میتونید بخوریدکه اینهایی رو که از دل خاک درومده میتونید)در حالی که یه پوسته و محافظی واسش درست میشه که آلوده نشه و با مزه ها و رنگهای مختلف(همشم از یه آب و خاکه). یا همه اینهایی که توی دنیا مسخر آدم شده. بازم بگم ؟ یادمه بابا بزرگم کلی علف رو بار الاغ میکرد الاغه خودش برمیگشت خونه یه بارم نشد علوفه رو برداره فرارکنه بره یه جایی همشو بخوره یا با اینکه میدید اسب ازش بزرگترو قویتره و هیچ وقت بار نمیبره اصلا از زیر کار در نمیرفت در حالی که با این همه باری که برای آدم میبره آدم فقط براش غذا میبره همون غذایی که اگه خودشم میرفت توی دشت و زمینهای اطراف واسش بود. این که اینها عقل ندارن(چون اگه داشتن این کارها رو نمیکردن)و فقط به انسان خدمت میکنن عجیب نیست
یا یه آدم یه گله 100 تایی یا هرتعدادی گوسفند رو توی دشتهایی که سبز هستن میچرونه و این گوسفندها فرار نمیکنن و پراکنده نمیشن تازه آدمها گوشتشونم میخورن شیری که واسه بچشونم هست میخورن در حالی که غذای گسفندها هم توی دشتها واسشون تامینه چه دلیلی داره که برای آدم خدمت کنن؟نگید که اینها اتفاقی بوده چون بعضیها میگن
این عکسهایی که میبینید ممکنه عجیب به نظر بیاد چون تا حالا ندیدیم اما اون ها همون قدر عجیبن که یه کتاب روی زمین وایمیسته یا یک توپ(اینها رو خودم گرفتم شما هم میتونید همین الان آزمایش کنید)



برای توجیهشم نیازی نیست فیزیک خونده باشین اما هر کی فیزیک خونده باید بتونه
امیدوارم بتونم توضیحاتتون رو توی بخش نظرات بخونم


امام خامنه ای(مد ظله العالی):