انقلاب اسلامی آذرخشی از عاشورای حسینی

«اني لا اري الموت الا السعاده و لا الحياه مع الظالمين الا برما »
اين سخن فرياد مشترك و در حقيقت، پلي ارتباطي است ميان دو نهضت : قيام عاشوراي سال 61 هجري در نينوا و انقلاب اسلامي سال 1400 در ايران . رهبران اين دو انقلاب حركت خود را با يك سخن آغاز كردند. هرچند رهبري در يكي اصلي و در ديگري فرعي، در اولي متبوع و در دومي تابع ، در يكي مقتدا ودر ديگري ماموم او بود .
رهبري در آن جا به اوج قله انسانيت و فراتر از آن به مقام عصمت رسيده و سكوت برايش حرام گرديده بود . پس لازم ديد تا خون خود بيفشاند و از برچيده شدن خوان نعمت خداوندي و سفره شريعت محممدي (ص) جلوگيري نمايد . اما در اين جا،عارف به اوج قله معرفت نايل شده ، پس از انجام چهارمين سفر از « اسفار اربعه »،نتوانست به تنهايي در آن عروج ، بر سفره حقيقت بنشيند. پس چاره اي نديد جز اينكه از آن معراج به ميانه خلق بازگردد و دست بسياري را گرفته ، مجددا با خود ببرد . « سير في الخلق بالحق »
وجوه تشابه اين دو نهضت در مباني ايدئولوژيكشان است ؛ تا آن جا كه مي توان گفت : بي ترديد، نهضت عاشورا يكي از ريشه هاي انقلاب اسلامي و در حقيقت ، اصلي ترين آن ها به شمار مي رود .
امام خميني (قدس سره) رهبر اين انقلاب با تاسي به نهضت عاشورا توانست كاري بكند كه پس از ائمه بشريت به خود هرگز نديده بود .
چند مورد از وجوه تشابه :
ايثار و فداكاري : اين عنصر هم در نهاد رهبري و هم طرفداران هر دو نهضت پر رنگ است . فرزند راستين اباعبدالله،امام خميني فرمود :« من مصمم هستم كه از پاي ننشينم تا دستگاه فاسد را به جاي خود بنشانم و يا در پيشگاه مقدس حق تعالي با عذر و فود كنم » .« اگر با كشته شدن من انقلاب به نتيجه كامل خود برسد، چرا به چنين امري راضي نباشم؟!»
روشن است كه آبشخور اين همه سخن حماسه خيز چيزي جز آموزه هاي آموزگار بزرگ شهادت ، امام حسين(ع) نيست.
امر به معروف و نهي از منكر : اهميت امر به معروف و نهي از منكر در آيات و روايات بسياري گوشزد گرديده است . سلامت هر جامعه بسته به آن است كه اين اصل اجرا شود . اين دو نهضت نيز ازين قاعده مستثني نبودند . امام حسين(ع) هنگام خروج از مدينه ضمن وصيت به برادرش محمد حنفيه فرمود :« من براي تفريح و تكبر و فساد وستم قيام نكردم بلكه براي طلب اصلاح در امت جدم قيام نمودم . من مي خواهم امربه معروف و نهي از منكر كنم ...»
فرزند او خميني كبير(قدس سره) نيز گفت :« ماكه تابع حضرت سيدالشهدا(ع) هستيم، بايد ببينيم ايشان در زندگي چه وضعي داشت. قيامش ، انگيزه اش نهي از منكر بود كه هر منكري بايد از بين برود؛ من جمله قضيه حكومت جور كه بايد از بين برود.»
مبارزه با علت فساد : هر دوي اين قيام ها قلب فساد را نشانه رفتند . امام حسين(ع) ذره اي با يزيد پليد به بيعت و مصلحت ننشست . امام خميني (قدس سره) نيز با فراگيري اين درس از استاد خود، وظيفه خود را مبارزه با شاه و ارباب او آمريكا دانست و از زماني كه نهضت او شكل گرفت، برخلاف ديگر مبارزاتي كه تنها به جهاد با معلول اكتفا مي كردند ، با ريشه فساد به مبارزه برخاست و شاه و شاهان را در ايران مورد انتقاد قرار داد.
امام خامنه ای(مد ظله العالی):