تا شب قبل انتخابات دو دل مشغولی عمده داشتم؛ اول در انتخاب و دوم مشارکت. انتخاب بر من سخت شده بود، افراد صالح بیش از 5 نفر بودند و بسیار نزدیک به هم و تشخیص اصلح وظیفه ای بود سخت. تا حدود ساعت 21 قبل انتخابات با چند تن از دوستان د رحال تحقیق بودیم و کلی تلفنی صحبت کردیم با این و آن. فضای تخریب هم که علیه بعضی ها (خصوصا سردار کریمی) به شدت داغ بود و باید کلی وقت می گذاشتی تا خبر درست را بدست آوری.
اما دل مشغولی دیگر که البته در روزهای گذشته بیش از سختی انتخاب مضطربم کرده بود "میزان مشارکت مردمی" بود. فضای شهر و دانشگاه را سردتر از مشارکت 50% می دیدم، هر چند با توجیهاتی مثل بالا رفتن شعور مردم و فروکش کردن شور و کمی خوش بینی معتقد به مشارکت 60% بودم اما بزرگترین دلگرمی و آرامش قلبی ام از سخن امام بود که حضور دشمن شکن مردمی را پیش بینی کرده بودند.
صبح جمعه دانشگاه فردوسی بودم تا شاهد چگونگی حضور باشم. از خوابگاهی ها که می پرسیدم تخمینشان از فضای دانشگاه را 30-40% هم می گفتند، 70% هم! اما رای گیری که شروع شد باور کردنی نبود. همان ساعت اول صف طویلی از خواهران تشکیل شده بود و البته صف چند نفری برادران! علت را که پرسیدیم گفتند انتظار بی جا دارید، چرا که بچه ها حد اقل تا 10 خوابند! (دانشجوی مملکت را ببین!)
کم کم پسر ها که بیدار شدند صفها کشیده شد. کار به جایی رسید که از یک صندوق سیار درخواست کمک شد و صندوق در دانشگاه حاضر شد. شادمانی که از حضور مردمی در قلب انسان ایجاد می شود با هیچ چیز قابل مقایسه نیست. همواره به دوستان گفته ام "من به مردم ایران ایمان دارم" این ملت، مردمی نیستند که به این راحتی پرچم افتخار اسلام را که خداوند هدیه کرده از دست بدهند. طولانی نشود نوشته... چند عکس از انتخابات مجلس نهم در دانشگاه فردوسی ببینید:






دو عکس زیر پانوراماست... برای دیدن کامل عکس را ذخیره کنید و از روی کامپیوترتان ببینید.


پ.ن.1: هاشمی حرفهاش بوی شیطنت میده. باید مراقب اوضاع بود، هرچند باید مراقب بود که خودمان باعث امنیتی شدن فضا نشویم (با دامن زدن به این صحبت ها)
پ.ن.2: توی صف با بچه ها صحبت می کردیم، چرا رای میدی و... با یه دانشجوی دکتری صحبت کردیم، گفت فقط همینو بگم که مسئولین حضور ما رو به پای رضایت از خودشون ننویسن. ما بر حسب تکلیف شرعی و حرف آقا اومدیم.
موج نگار